محمد باقر سعيدى روشن
59
علوم قرآن ( فارسى )
فصل سوّم امكان ، ضرورت و ختم وحى حاصل مطالب گذشته اين بود كه در ميان جامعه بشرى سيستم گيرندهاى وجود دارد كه فراتر از افقهاى عمومى آگاهى ، معارف و آموزههايى را به تفهيم ويژهء الهى دريافت مىكند و به ديگران مىرساند . ليكن ممكن است اين پرسش در ذهن برخى پيش آيد كه آيا واقعا چنين امرى ممكن است ؟ چگونه مىتوان اذعان داشت كه برخى انسانها با جهان غيب ارتباط داشته و برخوردار از شعورى ويژهاند كه دور از دسترس ديگران است ؟ و اگر اين موضوع محال نمىباشد ، چرا معمولا معاصران وحى گيران دعوى آنها را نپذيرفته و سخنانشان را به ديدهء ناباورى و استهزا مىنگريستند ؟ در پاسخ بايد توجه كرد كه هيچ گونه دليل علمى خاصى وجود ندارد كه امكان وحى را نفى نمايد . نهايت آن است كه علوم بشرى در چارچوب قوانين خود تاكنون نتوانسته است حقيقت شعور وحى را تبيين كند . تاريخ حيات و تمدن بشر به روشنى گواهى مىدهد كه در برهههاى گوناگون زندگى انسان ، مردانى بزرگ برخاستند و بينشهايى وسيع از گذشته و آيندهء عالم و آدم ، و آيين و راه و رسمى